سيد علي اكبر قرشي

975

مفردات نهج البلاغه ( فارسى )

صلوات اللّه عليه در موقع محاصره عثمان او را نصيحت كرده و فرمود : « فلا تكوننّ لمروان سيّقة يسوقك حيث شاء بعد جلال السّن و تقّضى العمر » خ 164 235 . « سيقهّ » به تشديد ياء حيوان سوق شده است : « ما استاقه العدوّ من الدوابّ » يعنى در دست مروان حكم مانند حيوان سوق شده مباش كه با اين بزرگى سن و گذشت عمر ( و پير شدن ) هر كجا خواست تو را به راند ، يكى از عوامل كشته شدن عثمان همان مروان بود كه او را مانند ميمون بازى مى داد و نگذاشت توبه كند و تسليم انقلابيون گردد و آخر الامر به دست آنها كشته شد و جنازه‌اش در قبرستان يهود ( هشّ كوكب ) دفن گرديد ، بعدها معاويه آنجا را خريد و داخل قبرستان « بقيع » كرد . و آنگاه كه در روز جمل مروان اسير شد ، او از حسنين عليهما السلام خواست كه نزد امام صلوات اللّه عليه براى او شفاعت كنند ، حضرت شفاعت آنها را پذيرفت و مروان را آزاد كرد ، آن دو عرض كردند : يا امير المؤمنين آيا مى خواهيد مروان به شما بيعت كند . آن حضرت فرمود : « او لم يبايعنى بعد قتل عثمان لا حاجة لى فى بيعته انّها كفّ يهودّية لو بايعنى بكفهّ لغدر بسبتّه ، اما انّ له امرة كلعقة الكلب انفها و هو ابو الاكبش الاربعة و ستلقى الامّة منه و من ولده يوما احمر » خ 73 102 امام صلوات اللّه عليه در اينجا چند مطلب فرموده است اول فرموده « انها كفّ يهّودية » دست مروان دست يهودى است يعنى حيله‌گر و بى وفاست « سبتّ » مقعد انسان . دوّم فرمود : اگر با دست بيعت كند با مقعدش آن را مى شكند يعنى در خفا آن را مى شكند ، حضرت براى تحقير او چنين تعبير آورده است . سوّم فرمود : او حكومت خواهد كرد به قدر ليسيدن سگ بينى خود را مروان بعد از معاوية بن يزيد همه‌اش چهار ماه و ده روز و به قولى شش ماه حكومت كرد . تا به جهنم رفت . چهارم فرمود : او پدر چهار نفر قوچ است كه در « كبش » گذشت ، پنجم فرمود : امّت از او و فرزندانش روز سرخى را خواهد ديد ، اشاره به ريخته شدن خونها در زمان او و فرزندانش است . مرى : نوازش و مسح پستان ناقه تا شير بدهد ، بارور كردن باد ابرها را و نحو آن ، مراء و مماراة : مجادله ، منازعه و لجامت ، چهار مورد از آن در « نهج » آمده